( ای رفته از برم به دیاران دور دست
با هر نگین اشک به چشم تر منی)
هرگاه که یاد می کنم ز ریش طلاییت
در خاطر و نظر ، و در بر منی
قد کمانی ات هنوز در کنارمست
چشمان آبی ات چو دریای مرمره ست
هر سو که بنگرم ، هرجا گذر کنم
مهتاب من شوی من شوی نور زر منی
از هرچه بگذریم آن صدای خوش
یاد آور بهار و غوکان ماندگار حوض
همچو صدای رعد ، همچون صدای ببر
بازی ده روان من و شور و شر منی
:آزی
پی نوشت:
چه کسی گفته دیوان شاعران! نیاز به هزلیات ندارد
حداقلش اینست که دل آدمیزادگان را خنک می نماید
عجب سر نترسی دارد این دل
لگد مال می شود و باز بوسه میزند بر کف پایت
:آزی
مدیر انتشارات «خورشید باران» در گفتوگو با خبرنگار ادبیات و کتاب باشگاه خبری فاری «توانا» در
خصوص تازهترین اثر زیر چاپ این انتشارات، بیان داشت: چندی پیش «محمد الهیان فیروز» اشعاری را
برای چاپ و انتشار به این انتشارات سپرد که بزودی این اثر روانه بازار نشر میشود.
وی با بیان اینکه اشعار این اثر در قالب «غزل» است، اضافه کرد: مجموعه شعر «سرودههای دل» دارای
130 قطعه شعر است که از جمله آنها میتوان به «شور وصال»، «بازبینی خود»، «میکده مهر»،
«سودازده»، «باور من»، «خواب غفلت»، «آئینه عقل» و «بی او نتوان بود« اشاره کرد.
← صفحه بعد