کجور


آزی دلسپرده کجور ست و طبیعت بکرش و گاهی از سر شوق می نویسد چیزی

ادامه شعر شوهریابی
نویسنده : آزاده الهیان فیروز - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸٧
 

دوست خوبی بنام ع . ع. ر در همین دور و حوالی وبلاگ دارم  که برخلاف بنده طبع شعر خوبی هم دارن و به سرعت برقو باد در استقبال از پست آنی دالتون و آزی  شعری از خودشان ساطع نموده که بی مناسبت ندیدم سایر دوستان عزیزم  هم مثل این حقیر مستفیز!!!  بشن

گر ترا شوهر بود یک آرزو
بی خجالت این حقیقت را بگو
با زن و بچه شوم من چاکرت
همسر دوم نمودم جستجو
هم پراز پول است جیبم هم دوچشم
دیددارد تا کجاها که نگو
مهریه بخشم به تو یک کامیون
باد از نوع هوا با یک سبو
در سبو پر می کنم ود..کای روس
مست با هم می کنیم و گفتگو
این غزل واره اگرچه نظم شد
طنز آن گر نیش زد لطفا بگو

ع.ع.ر

پی نوشت:

نه طنزش نیش نزد نیشخندبرو خیالت راحت باشه