کجور


آزی دلسپرده کجور ست و طبیعت بکرش و گاهی از سر شوق می نویسد چیزی

تنهایی
نویسنده : آزاده الهیان فیروز - ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸٧
 

خواستی تا بروم ، دلسپردم بر راه

چشمها وا کردم ، یافتم یک همراه

در دلم می گفتم : شاید این یار جدید 

مثل یار قبلی

مهربان خوش سخنیست

درد دل خواهیم کرد

نکته ها خواهیم گفت

ولی افسوس که ما

هرچه رفتیم شب و روز

نرسیدیم به هدف

او همانی که  به  من گفت نبود

بازهم تنهایی

این رفیق دیرین

هستی شعر مرا با خود برد

آه ای تنهایی

چه بگویم با تو

بودنت کافی نیست ؟

شعر هم مرهم زخم دل صد پاره نشد
شعر هم چاره نشد

 

 

 

 

 

:آزاده