کجور


آزی دلسپرده کجور ست و طبیعت بکرش و گاهی از سر شوق می نویسد چیزی

آزی و سردی دستات
نویسنده : آزاده الهیان فیروز - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٩
 

توی گرمای تابستون

خنکای دست سردت

جونمو می گیره از من

کاشکی گرمیش بر بگرده

وقتی از تو دور دورم

ساکت و سرد و صبورم

باتو جون می گیرم

و از عاشقی مست غرورم

باز برگرد آشنا باش

همنفس باش بی ریا باش

آزی میخواد دوست باشه

با صفا باش پادشا باش

: آزی