کجور


آزی دلسپرده کجور ست و طبیعت بکرش و گاهی از سر شوق می نویسد چیزی

خواب
نویسنده : آزاده الهیان فیروز - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٠ دی ۱۳٩۱
 

رفتیم آن بالا بالاها

تو مهربان بودی

لبخند می زدی

همه جا آبی بود و زیر پایمان سبز

دیگر غریبه نبودی

می شناختمت آنجور که خودم را

فکر کردم چقدر زندگی خوبست

چه آرامشی !

از دورها صدایی می آمد

شاید فرشته ایست

"بیدارشو

بازهم  خواب می بینی "

 

 

: آزی