ترانه ای برای روح همزادم

به تو که همیشه همزاد منی

کبوتر خسته من  صدای آوازت کجاست

بال سپید رویاهات ، قصه پروازت کحاست

نزار که دست سایه ها روحت رو نقاشی کنن

تو آسمون چشم تو  غصه رو آبپاشی کنن

کبوتر خسته  من  دستای شب رو ول بکن

بکش یه رنگ سرخ عشق  شادیها رو تو دل بکن

مهربون قصه من  ، نغمه دوباره ساز کن

مهر و صفا از را ه میاد ، زندگی رو آغاز کن

 

 

: آزی

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
سید محمدرضا هاشمی زاده

ترانه زیبا وباطراوتی بود..فقط با پوزش....در بیت سوم کلمات..ول بکن..و...وباز سازی بکن..همقافیه نیستند .............. سلام بزرگوار صمیمی آزاده جان خوش ست اما نمی خواهم که جان گویم تورا خواهم از جـــان خوش تـــری باشد که آن گویم تورا .................. ایمان به انتهای زمستان بیاوریم...... حضورتان در این عصر فراموشی...وسکوت وخاموشی در خلوت تنهائی ام..نشانه حسن نیت ونهایت اظهار لطف و محبت شماست..بدون شک این حسن همدلی باعث آرامش دل وجان وتعال اشعارم بنده است..واگر به علت عدم صحت کامل وفرصت کافی نتوانستم نقدی در خور آثار ارزشمندتان داشته باشم پوزش می خواهم. شاعــری درد بــزرگی ست خـدا می داند چـه کسی درد مــن ودرد شــما مـی داند؟.......هاشمی زاده

یاسی

سلام قشنگ بود زندگی رو آغاز کن

pouya

انشالله که کبوتر سفید خسته قصه شما هم زودتر بال بگشاید که آسمان آبی رنگ سرتاسر شوق پرواز را زنده می کند پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست

pouya

من با اجازه صاحب کجور ،لینکش کردم تا اگه یه بار این کفتره از کجور اومد اینوری یه پشت بومی باشه بشینه خستگی در کنه

شهرام

سلام زیبا بود موفق باشید .