خواب

رفتیم آن بالا بالاها

تو مهربان بودی

لبخند می زدی

همه جا آبی بود و زیر پایمان سبز

دیگر غریبه نبودی

می شناختمت آنجور که خودم را

فکر کردم چقدر زندگی خوبست

چه آرامشی !

از دورها صدایی می آمد

شاید فرشته ایست

"بیدارشو

بازهم  خواب می بینی "

 

 

: آزی

/ 2 نظر / 4 بازدید
ایمان آرزه

سلام دوست عزیز ... وبلاگ زیبایی دارید ، خسته نباشید ... خوشحال میشم به من هم سری بزنید ... منتظر حضور و نظرات مکتوب شما هستم ...

شروین

یاد تاکها وخوشه های قدیم بخیر...