شهریار سخن های نابجا من آزاده ام

 

بانوی ایستادگی...
بمان...
بخوان...
ترانه کن زندگی را...
نگاه کن بهار سرک کشیده از پشت لحظه ها را...
به وجدت نمی آورد...؟
بانوی آزاد و آزادگی...
این روزها حس میکنم همه جا سبز است...
حتی سبزی  قشنگ خانه تو...
بمان...
تاب آور...
این دل دل حادثه را تا ترانه دیگر تمام مکن...
بگذار روی خواب نسیم...
پر شورترین نفس تو

هدیه زیبای بهاری ات  

وخزان  شهریاری اش باشد

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
امیر

سلام دوست گرامی وبتون جالبه اگه یادم باشه دوباره سر میزنم..... ممنونن میشم به ما هم یه سری بزنین و دیدگاهتون رو بیان کنید..... امیدوارم موفق و موید باشید در پناه حق

ساغر

سلام دوست عزیزم خوش حال میشم ب وبم بیای و نظرتو راجع ب اشعارم بگی منتظرم