دیگه دیره

 اومد این  شبـای تــاری         گریه و چشم انتظــاری

آخ چه سخته  بی قراری        دیگه وقت رفتنه

 یاد تو وقتی که  می ره         غم  میآد جاشو میگیره

باز میشم به درها  خیره        دیگه وقت رفتنه

عشق همیشه یاورم بود        موندنت تو بـاورم بـود

ایــن نگــاه  آخــرم بــود        دیگه وقت رفتنه

من شدم یـه سرسپــرده        عشق من دینمو  برده

چی بگم حرفام که مرده        دیگه وقت رفتنه

شعـر مــن وقتی بمیــره        ساز من وقتی بگـیره

دیگه دیـــره دیگه دــیره        دیگه وقت رفتنه

 

:آزی

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه محمدصادقی

چشمم به نام تو افتاد و جان به جان رسید این دل شکست و صدایش به آسمان رسید از خود شنیدم هفتاد بار نغمه ات از دل که می آمد ای خدا که هجران رسید . . . . . .

رضابهارلو

درود با نگاهی به کتاب از مروارید تا نفت نوشته ی رضا طاهری به روزم. تصویر جدیدتون هم مبارک[گل]

زلف شه(zelfe-she)

سلام دوستم ! خوفی ؟ خیلی وقت بود که نیومدم اینجا ... منو ببخش اما عوضش حال کردم یا این ترانه بابا ایول ترانه سرا شدی و ما بیخبریم ... دست مریزاد پیروزه [ماچ]

مسعود

سلام دوست عزیز . خوب هستید ؟ با یه پست جدید منتظر تشریف فرماییتون هستم . افتخار می دید ؟ [گل]

مسعود

این وب هم با یه داستان جدید به روز شده [گل]

یاسمن

آزاده عزیز سلام [لبخند] . . . و چه خوب که قلم شما به این زیبائیست . خوشحال میشم شما هم سری به خط خطی های من بزنی . موفق باشی و پایدار [گل]

حسین میدری

سلام و درود بی پایان بر شما و قلم شیوایتان.. "یک ساحل پر از شعر" با شش دوبیتی بروزست، من و امواج خلیج واژه ها، آمدنتان را بی تابانه چشم به تلاقی آبی ها دوخته ایم، نظرات گرانبهایتان در ذهن لحظه هامان خواهد ماند...

«چاي تلخ»

دخترك با گونه‌هاي سرخ گُلي گل سرخ مي‌چيند شرحي بر گل سرخ مي‌نويسم غزل مي‌شود... * دوباره چاي تلخ.